اوه خدای من، امروز ی روز عالی و پر از انتظار بود، از دیروز که شنیدم قراره فردا باباجون اینا بیاند، منتظرم زودتر روی ماهشونو ببینم
می دونید امروز خیلی پسر گلی بودم، تند تند بلد می شدم شیرمو می خوردم و می خوابیدم؛ تقریبا هر نیم ساعت،1ساعت ی بار بیدار میشدم شیر میخوردم که زوده زود خوب بشم؛ تا باباجون و مامانجون اومدن سرحاله سرحال باشم...
ببینید چه ناز خوابیدم

دیدید چه ژسی تو خواب گرفتم، خب دیده باباجونم اینا می خواند بیاد دیدنم،حسابی افه اومدم برا خاله ام 

دهههههه خاله کی گفته ازم عکس بگیری؟ وایسا می بینی فردا شکایتتو میکنم


دهههههه خدای من کی اجازه داده بیایید تو اتاقم، اصلا از من عکس نگیریدا

آقا عکس نگیر!!!!

ای آقا عکس نگیر....

نظرات شما عزیزان:
:: برچسبها:
محمدم 4 روزه,